بدون عنوان
در حال خوردن انار، خونه آقاجون، النا خیلی دوست داره تو بارون راه بره هر چی بهش اصرار کردم بیا داخل ،میگفت یه کوچولو باشم ،الان میام ...
نویسنده :
آزیتا
11:57



